|
کاش ها کاش اشکی به جهان قطره نمی شد هرگز که به رخسار نفس ستره *نمی شد هرگز کاش قلبی زفراق داغ نمیدید دلی از بهر فراق سخره* نمی شد هرگز کاش این مخزن درد خلقت به نفس بود سجل ذره نمی هرگز کاش این وحشت زیبایی ها بسر چشم جهان مجره* نمی شد هرگز کاش رفت آمد این جان در داد بر سر قصر فغان فره* نمی شد هرگز کاش آهنگ تباهی هر روز بر سر دستهء ما غره * نمی شد هرگز کاش این طرز محبت با زر بر دل همنفسان ابره* نمی شد هرگز کاش این آدمیت می آموخت ودل نرم زشان صخره نمی شد هرگز کاش بر آدمیت از هر سو نیزه و تیغ کسان پره نمی شد هرگز
· ستره ـ لباس نیمه · سخره ـ ذلیل وزیر دستیکه بی مزد کار کند · مجره ـ کهکشان · فره ـ شکوه و جلال · غره ـ غرش · ابره ـ رویه لباس
طبقه بندی:
شعر،
|